برنامه عشق ابدی پرستو صالحی چیست و در کدام هتل ترکیه فیلم برداری شده است؟ این سوالیست که مقاله پیشرو در پی پاسخ دادن به آن است.
برنامه عشق ابدی پرستو صالحی چیست؟

در روزگاری که رسانههای تصویری به یکی از اصلیترین ابزارهای شکلدهی به فرهنگ عمومی بدل شدهاند، ظهور برنامهای چون «عشق ابدی» با اجرای پرستو صالحی در یوتیوب، موجی از واکنشهای تند و متضاد را به راه انداخته است. این برنامه که در لوکیشنی مجلل در کشور ترکیه فیلمبرداری شده، ترکیبی از واقعنمایی، روابط عاطفی و رقابت بین جوانان ایرانی است که در فضایی مشابه برنامههای پرمخاطب غربی نظیر The Bachelor یا Love Island به جستجوی عشق و رابطه میپردازند. اما آیا «عشق ابدی» تلاش برای بازتعریف عشق در جامعه ایران است یا صرفاً تقلیدی پر زرقوبرق از فرمتهای خارجی؟ این سوالیست که مقاله پیشرو از بیسان گشت در پی پاسخ دادن به آن است.
ماهیت برنامه؛ عشق پشت دوربین یا نمایش برای کلیک؟
«عشق ابدی» یک برنامه واقعنما (Reality Show) به زبان فارسی است که با اجرای پرستو صالحی و در قالبی سرگرمکننده، تلاش میکند رابطهسازی و انتخاب عاطفی میان چند جوان مجرد ایرانی را به تصویر بکشد. فرمت برنامه شباهت بسیاری به نمونههای مطرح خارجی همچون The Bachelor یا Too Hot to Handle دارد؛ جایی که دختران و پسران در محیطی کنترلشده، جذاب و لوکس، وارد تعاملاتی عاشقانه میشوند تا در پایان، یکی از آنها بتواند «نیمه گمشده» خود را بیابد. نکته قابل توجه آن است که تمام روند برنامه در یک هتل مجلل در کشور ترکیه ضبط شده؛ جایی که آزادیهای بصری، رفتاری و محتوایی بیشتری برای تولید چنین برنامهای فراهم است. با این تصمیم، تهیهکنندگان عملاً از محدودیتهای رسانهای و نظارتی داخل ایران عبور کردهاند، و این خود یکی از وجوه بحثبرانگیز ماجراست.
در هر قسمت، شرکتکنندگان با چالشها، گفتوگوها و فعالیتهایی روبهرو میشوند که هدف آن نه تنها شناخت شخصیت یکدیگر، بلکه به تصویر کشیدن «درام» و تنشهای احساسی میان آنهاست. این برنامه بیشتر از آنکه واقعگرایانه باشد، نمایشی سرگرمکننده و اغراقشده از روابط انسانی است که بیننده را با هیجانات، نگاههای معنادار و دیالوگهای احساسی درگیر میکند. نکته قابل تأمل دیگر، ظاهر و استایل شرکتکنندگان است؛ همه آنها جوان، جذاب، خوشپوش و کاملاً منطبق با استانداردهای زیبایی اینستاگرامی هستند. همین موضوع باعث شده که برخی از منتقدان، این برنامه را نه یک «جستجوی واقعی برای عشق»، بلکه صرفاً ویترینی از زیبایی، رقابت و نمایش خود بدانند؛ بازاری برای دیدهشدن و افزایش فالوئر.
در نهایت، «عشق ابدی» بیشتر از آنکه یک مستند اجتماعی درباره روابط انسانی باشد، یک محتوای تجاری–تفریحی است که با هدف جذب مخاطب فارسیزبان در فضای آزاد یوتیوب تولید شده؛ فضایی که در آن میتوان بدون سانسور، مرزهای قالبهای رسانهای رایج در ایران را شکست و مخاطب را با چیزی «جنجالی» روبهرو کرد.
واکنشها و حواشی؛ جنجالیتر از عشق؟
پخش قسمتهای ابتدایی «عشق ابدی» با واکنشهای گسترده و البته متضادی در فضای مجازی همراه شد. برخی از کاربران از جسارت برنامه در ورود به موضوعی تابو مانند رابطه عاشقانه در جامعه ایرانی حمایت کردند و آن را گامی رو به جلو برای بازنمایی احساسات انسانی بدون سانسور دانستند؛ در حالی که عدهای دیگر، این برنامه را نوعی «ابتذال نمایشی» یا حتی «عادیسازی روابط خارج از عرف» تعبیر کردند.
در شبکههای اجتماعی، بهویژه توییتر و اینستاگرام، کلیپهایی از لحظات احساسی، درگیریهای لفظی بین شرکتکنندگان یا صحبتهای پرستو صالحی بهشدت وایرال شد. هشتگهایی مثل #عشق_ابدی و #پرستو_صالحی طی روزهای اول پخش برنامه در بین ترندهای فارسیزبان قرار گرفتند. بسیاری، شخصیت مجری را نیز زیر ذرهبین بردند: برخی از دنبالکنندگان رسانهها، حضور او در چنین برنامهای را ادامهی خط شخصی و حرفهایاش دانستند، در حالیکه منتقدان، این تغییر مسیر از بازیگری به اجرای برنامهای شبهجنسی را «تجاریسازی چهره» خواندند. واکنش رسانههای رسمی و نیمهرسمی نیز قابل توجه بود. برخی وبسایتهای داخلی با لحنی هشداردهنده، نسبت به «ولنگاری فرهنگی در فضای مجازی» هشدار دادند و تولید چنین برنامههایی را مقدمهای بر «نفوذ فرهنگ غربی» در میان جوانان دانستند. برخی حتی خواستار برخورد حقوقی با عوامل این برنامه شدند، اگرچه به دلیل ضبط آن در خارج از کشور، عملاً چنین برخوردهایی ممکن نیست یا تأثیر چندانی ندارد.
در همین حال، شماری از کاربران، «عشق ابدی» را پروژهای آگاهانه برای جذب مخاطب فارسیزبان در رقابت با شبکههای ماهوارهای یا پلتفرمهای خارجی دانستهاند. به باور این گروه، هدف اصلی نه ترویج عشق یا بررسی روابط انسانی، بلکه بالا بردن بازدید، جذب تبلیغات و تبدیل حاشیه به سرمایه رسانهای است.
نکته جالب اینکه حاشیهها گاه فراتر از محتوای برنامه رفتهاند؛ شایعاتی درباره رابطه عوامل پشتصحنه، نوع قرارداد شرکتکنندگان، یا حتی سانسورهایی در نسخههای پخششده در فضای یوتیوب، به موضوعات داغ محافل مجازی تبدیل شده است. بسیاری معتقدند بخشی از موفقیت برنامه، نه به کیفیت ساخت آن، بلکه به همین حاشیهها و موجهای رسانهای پیرامون آن بازمیگردد.
پشتپردهها و دلایل تولید؛ فرار از سانسور یا ساختن برند شخصی؟
پرسش کلیدی در مورد برنامه «عشق ابدی» این نیست که چرا ساخته شده، بلکه این است که چرا اکنون و در ترکیه ساخته شده است. پاسخ، ترکیبی از عوامل فرهنگی، رسانهای و حتی اقتصادی است که در کنار هم، زمینه تولید این برنامه را فراهم کردهاند. نخستین و آشکارترین دلیل، محدودیتهای رسانهای در داخل ایران است. محتوای چنین برنامهای – از حضور آزاد دختران و پسران در فضای خصوصی گرفته تا نوع پوشش، گفتگوهای صریح و روابط عاطفی – اساساً امکان پخش در رسانههای رسمی ایران یا حتی پلتفرمهای داخلی مانند فیلیمو و نماوا را ندارد. بنابراین، کشور ترکیه بهعنوان یکی از مقاصد محبوب برای تولید محتوای فارسیزبان با آزادیهای نسبی، به لوکیشن مناسب این پروژه بدل شد؛ همانطور که پیشتر در برنامههایی مانند «شبهای زایندهرود» یا بعضی تولیدات شبکههای فارسیزبان خارجی دیدهایم.
دلیل دوم، استفاده هوشمندانه از الگوریتم یوتیوب و ظرفیتهای تجاری آن است. پلتفرمی مانند یوتیوب به سازندگان محتوای پرمخاطب امکان کسب درآمد دلاری از طریق بازدید، تبلیغات، و اسپانسرها را میدهد. اگرچه تاکنون تبلیغکننده رسمی یا اسپانسر مشخصی برای «عشق ابدی» معرفی نشده، اما قطعاً پشتصحنه این برنامه با هدفگذاری اقتصادی و کسب درآمد ارزی همراه است. تولیدکنندگان میدانند که محتوای جنجالی، با چاشنی روابط عاطفی و زیبایی تصویری، پتانسیل بالایی برای وایرال شدن دارد.
موضوع مهم دیگر، ساخت و تثبیت برند شخصی پرستو صالحی است. این بازیگر که پیشتر با ایفای نقش در تلویزیون ایران شناخته شده بود، طی سالهای اخیر بیشتر به چهرهای رسانهای در فضای مجازی تبدیل شده است. اجرای برنامهای مانند «عشق ابدی» با ساختاری خاص و پرحاشیه، میتواند گامی مهم در جهت تثبیت او بهعنوان چهرهای مستقل، پرنفوذ و فراتر از قالبهای رسمی باشد. برای بسیاری از هنرمندان ایرانی، مهاجرت رسانهای از صداوسیما به فضای دیجیتال، دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه ضرورتی برای بقا و رشد است.
در نهایت، نباید از انگیزه اجتماعی یا حتی ایدئولوژیک برخی تولیدکنندگان چنین برنامههایی غافل شد. برای برخی از آنها، «عشق ابدی» شاید تلاشی برای شکستن تابوها، بازتعریف روایتهای فرهنگی از رابطه، یا ایجاد فضایی برای گفتوگوی بیواسطه میان نسل جدید باشد. اگرچه این اهداف در میان حواشی پررنگ تجاری گم شدهاند، اما هنوز بخشی از واقعیت تولید چنین محتوایی را تشکیل میدهند.
هتلهای استانبول و لوکیشن فیلمبرداری «عشق ابدی»؛ تجربهای لوکس در دل شهر

یکی از جنبههای جذاب برنامه «عشق ابدی»، لوکیشن فیلمبرداری آن است که در هتلهای مجلل و معروف استانبول انجام شده است. استانبول، بهعنوان یکی از محبوبترین مقاصد گردشگری دنیا، از تنوع و زیباییهای خاصی برخوردار است که آن را به مقصدی ایدهآل برای تولید چنین برنامههایی تبدیل میکند. این برنامه در هتلهایی با امکانات فوقالعاده و معماری خاص فیلمبرداری شدهاند که هر کدام از آنها به نوعی نمایانگر استانداردهای لوکس و مجلل هستند. هتلهایی همچون سوئیس اوتل د بسفروس، هتل فور سیزن و هتلهای منطقه بیاوغلو، که اغلب میزبان گردشگران و چهرههای معروف بینالمللی هستند، بهعنوان مکانهایی که برنامه در آنها ضبط شده، شناخته میشوند.
استانبول به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود و ترکیب فرهنگهای شرقی و غربی، همواره یکی از انتخابهای محبوب برای تولیدات تلویزیونی و سینمایی بوده است. هتلهای این شهر، با دکوراسیون لوکس و چشماندازهای بینظیر خود، بستر مناسبی برای نمایش داستانهای عاشقانه و رقابتهای عاطفی فراهم میکنند. جذابیت هتلهای استانبول نه تنها بهخاطر زیباییهای طبیعی و تاریخی است، بلکه امکانات مدرن و خدمات درجهیک آنها نیز توجه هر گردشگر و توریستی را به خود جلب میکند. این فضاها، بهویژه برای برنامههایی مانند «عشق ابدی»، که در آن رابطههای انسانی و احساسات دراماتیک به تصویر کشیده میشود، بسیار مناسب هستند.
مقایسه با برنامههای مشابه؛ نسخه ایرانی در سایه نسخههای جهانی؟
برنامه «عشق ابدی» شباهتهای ساختاری و مفهومی زیادی با برخی از شناختهشدهترین برنامههای عاشقانه در سطح جهانی دارد؛ از جمله با فرمتهای محبوبی مانند The Bachelor یا Love Island که سالهاست در کشورهای مختلف ساخته و با استقبال گستردهای مواجه شدهاند. در این برنامهها، گروهی از افراد مجرد در فضایی بسته یا لوکس، وارد چالشهایی عاطفی میشوند تا در نهایت به یک رابطه جدی برسند – الگویی که دقیقاً در «عشق ابدی» نیز تکرار شده است. در مقایسه با نسخههای خارجی، برنامه ایرانی بیشتر از نظر فرهنگی محدود است (هرچند نسبت به ایران آزادتر)، اما هنوز از برخی خطوط قرمز جهانی نیز عبور نمیکند؛ مثلاً برخلاف Love Island، هنوز از نمایش روابط فیزیکی یا جزئیات صریح جنسی اجتناب میشود، تا بتواند مخاطب عمومیتری را در فضای یوتیوب حفظ کند.
در داخل ایران، اگرچه تاکنون برنامهای در این سطح از آزادی محتوایی ساخته نشده، اما میتوان آن را با برخی پروژههای آنلاین مانند «سریک»، «جوکر» یا حتی تجربههای رئالیتیشو در پلتفرمهایی مثل نماوا مقایسه کرد؛ برنامههایی که تلاش کردهاند با الگوگیری از فرمتهای جهانی، مخاطب جوان و فضای مجازیمحور را هدف بگیرند. با این حال، «عشق ابدی» یک گام فراتر رفته و تابوهای رابطه و انتخاب عاطفی را مستقیماً هدف قرار داده است. همچنین، از نظر اجرا، «عشق ابدی» سعی دارد خود را حرفهای و جهانی جلوه دهد، اما همچنان از نظر روایتپردازی، دیالوگنویسی و تدوین، از نسخههای بینالمللی عقبتر است. به بیان سادهتر، این برنامه تلاش میکند وارد یک زمین بازی جهانی شود، ولی هنوز در حال یادگیری قواعد بازی است.
سحن آخر
برنامه «عشق ابدی» نه آغازگر یک انقلاب فرهنگی است و نه عامل سقوط ارزشها؛ بلکه انعکاسی است از شکاف نسلی، فرهنگی و رسانهای که سالهاست در جامعه ایران شکل گرفته اما کمتر به زبان تصویر درآمده است. در دورانی که مرز بین محتوا و تبلیغ، احساس و نمایش، واقعیت و سرگرمی هر روز باریکتر میشود، «عشق ابدی» بیش از آنکه پاسخ باشد، یک علامت سؤال بزرگ است. آیا این برنامه فرصتی برای گفتوگوی نسلیست یا نمایشی برای درآمدزایی و شهرت؟ آیا دارد مرزها را میشکند، یا صرفاً بر موجهای تازه سوار شده است؟ پاسخ این سوالها را نه مجری میدهد، نه شرکتکنندگان، بلکه مخاطبِ ایرانی که امروز دیگر نه تماشاگر منفعل، بلکه داور اصلی میدان رسانه است.